تاریخ شهادت امام محمد تقی (ع) (جواد الائمه)
ایشان و نحوه شهادت این امام بزرگوار میاندازیم.
ایشان و نحوه شهادت این امام بزرگوار میاندازیم.








فرهنگ > کتاب - راوی «پایی که جا ماند» میگوید: «از 808 روزی که در اسارت بودم، تنها خاطرات 200 روز را مکتوب کردم چون در 600 روز دیگر، اتفاق خاص و قابل تعریفی رخ نداد.»
راوی کتاب درباره حضورش در جنگ اینگونه گفته است:« من در جزیره مجنون دیدهبان بودم. کار دیدهبان مشخص است و تفاوتش با رزمنده عادی در این است که عمل او باید حساب شده و دقیق باشد و به روز گزارش بدهد. وقتی اسیر شدم هم دیدهبان بودم، اما نه دیدهبانی که فعالیت جبهه و خاکریز عراقیها را زیر نظر داشته باشد، بلکه دیدهبان بدیها و خوبیها دشمن، دیدهبان اتفاقات ناب و خوبی و بدی اسرای خودمان که گاهی برخی شان کم میآورند، شدم. این دیدهبانی را به صورت یادداشتهای روزانه درآوردم. من دو بند کفش داشتم که یکی از دیگری بلندتر بود. بند کوتاهتر برای حساب روز بود و بند دیگر برای حساب ماهها. به یک بند به حساب هر روز یک گره میزدم و به بند بلندتر به حساب هر ماه یک گره. یادداشتهای روزانه را هم در کاغذهای سیمانی مینوشتم که با رفتن بچهها به بیگاری بدست میآمد. همچنین خاطرات را روی زرورق سیگار و حاشیه روزنامههای عراقی مینوشتم...بیش از 300 اسیر ایرانی در این اردوگاهها بر اثر بیماری یا عفونت شهید شدند و این موضوع اصلا برای عراقیها مهم نبود. زمانی که اعلام شد قرار است اسرای قطع عضوی آزاد بشوند، اسم 750 اسیر از اسرای مخفی را نوشتم و در یک لنگه عصایم مخفی کردم. در لنگه دیگر هم خاطراتم را مخفی میکردم. هیچ وقت نشد که افسران عراقی از نوشتن و مخفی کردن خاطراتم آگاه شوند.»
وی این کتاب را به شکنجه گر خود تقدیم کرده و در متن تقدیمیه کتاب آورده است: «تقدیم به ولید فرحان گروهبان بعثی اهل بصره. نمی دانم شاید در جنگ اول خلیج فارس توسط بوش پدر کشته شده باشد. شاید هم در جنگ دوم خلیج فارس توسط بوش پسر کشته شده باشد، شاید هم زنده باشد. مردی که اعمال حاکمانش باعث نفرین ابدی سرزمینش شد. مردی که سالها مرا در همسایگی حرم مطهر جدم شکنجه کرد. مردی که هر وقت اذیتم می کرد نگهبان شیعه عراقی علی جارالله اهل نینوا در گوشه ای می نگریست و می گریست. شاید اکنون شرمنده باشد. با عشق فراوان این کتاب را به او تقدیم می کنم. به خاطر آن همه زیبایی هایی که با اعمالش آفرید و آنچه بر من گذشت جز زیبایی نبود «و ما رایت الا جمیلا...»
بخش هایی از کتاب را در ادامه می خوانید:
«در حالی که سرم پایین بود، کنارم نشست، موهایم را گرفت و سرم را بالا آورد؛ چنان به صورتم زل زد، احساس کردم اولین بار است ایرانی میبیند. بیشتر نظامیان از همان لحظه اول اسارتم اطرافم ایستاده بودند و نمیرفتند. زیاد که میماندند، با تشر یکی از فرماندهان و یا افسران ارشدشان آن جا را ترک میکردند. چند نظامی جدید آمدند. یکی از آنها با پوتین به صورتم خاک پاشید. چشمانم پر از خاک شد. دلم میخواست دستهایم باز بود تا چشمهایم را بمالم. کلمات و جملاتی بین آنها رد و بدل میشد که در ذهنم مانده. فحشها و توهینهایی که روزهای بعد در العماره و بغداد زیاد شنیدم. یکیشان که آدم میان سالی بود گفت: لعنه الله علیکم ایها الایرانیون المجوس. دیگری گفت: الایرانیون اعداء العرب. دیگر افسر عراقی که مودب تر از بقیه به نظر میرسید، گفت: لیش اجیت للحرب؟ (چرا اومدی جبهه؟) بعد که جوابی از من نشنید، گفت: اقتلک؟ (بکشمت؟) آنها با حرفهایی که زدند، خودشان را تخلیه کردند.
*
دستش را به طرفم دراز کرد تا ساعتم را بگیرد. ساعت را که درآوردم، انداختمش توی آب! عاقبت این کار را میدانستم. برایم سخت بود ساعت مچی برادر شهیدم روی دست کسانی باشد که قاتلان او بودند… حق داشت عصبانی شود، این کار او را عصبانی کرد که با لگد به چانهام کوبید و با قنداق اسلحهاش به کتفم زد. به صورتم تف انداخت، احساس کردم عقدهاش کمی خالی شد.
*
یکی از آنها که پرچم عراق دستش بود، کنارم حاضر شد. آدم عصبی به نظر میرسید، تکه کلامش «کلّکم مجوس و الخمینیون اعداء العرب» بود، چند بار با چوب پرچم به سرم کوبید. از حالاتش پیدا بود که تعادل روانی ندارد. از من که دور شد حدود 10، 15 متر پشت سرم، کنار جنازه یکی از شهدا وسط جاده بود، ایستاد. جنازه از پشت به زمین افتاده بود. نظامی سیاه سوخته عراقی کنار جنازه ایستاد و یک دفعه چوب پرچم عراق را به پایین جناق سینه شهید کوبید، طوری که چوب پرچم درون شکم شهید فرو رفت. آرزو میکردم بمیرم و زنده نباشم. نظامی عراقی برمیگشت، به من خیره میشد و مرتب تکرار میکرد: اینجا جای پرچم عراقه!
*
نگهبان زندان با گاز انبر مقداری از محاسنش را کنده بود… اما وقتی حرف میزد عراقیها را تا استخوان میسوزاند. پاسدار بود و حاضر نبود تحت هیچ شرایطی پاسدار بودنش را به خاطر مصلحت کتمان کند. معاون زندان که ستوان یکم بود به او گفت: انت حرس الخمینی؟ احمد سعیدی در جوابش گفت: بله من پاسدار خمینیام! ستوان که حرفهایش را فاضل ترجمه میکرد، گفت: هنوز هم با این وضعیتی که داری به خمینی پایبندی؟ در جواب ستوان گفت: هر کس رهبر خودشو دوست داره. یعنی شما میخواید بگید صدام رو دوست ندارید، اسارت عقیده رو عوض نمیکنه، عقیده رو محکم میکنه!»
حسینیپور از جانبازان هشت سال دفاع مقدس است که در 16 سالگی به جبهه میرود و با ازدست دادن یک پایش پس از سالها اسارت به کشورمان بازمیگردد.
![]()


بر روی رضا شمس امامت صلوات
بر شافع ما روز قیامت صلوات
در شام ولادتش که شادند همه
بفرست بر این روح کرامت صلوات صلوات
متن تبریک تولد امام رضا (ع)
ز آستان رضا سرخط امان دارم٬ رخ نیاز بر این پاک آستان دارم
اگر چه کم ز غبارم، به شوق نکهت گل همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم
ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم درین چمن به صد امید آشیان دارم
متن تبریک تولد امام رضا (ع)
در باغ ولایت گل خوشبوست رضا
سروچمن گلشن مینوست رضا
نومید مشو زدرگه احسانش
زیرا به جهان ضامن اهوست رضا
میلاد هشتمن نور ولایت، تبریک و تهنیت
متن تبریک تولد امام رضا (ع)
کبوتر میگفت:
عاشق آسمان است!
اما همیشه
روی گنبد تو مینشست...
آسمانیتر از شما مگر پیدا میشود؟
سلام آسمان هشتم
امام رضا جان
متن تبریک تولد امام رضا (ع)
میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد، نگین
درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا (ع) مبارک باد
متن تبریک تولد امام رضا (ع)
ای آستان قدس تو تنها پناه من
ای چلچراغ چشم تو، خورشید راه من
ای مظهر عنایت حق هشتمین امام
ای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه من
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد
متن تبریک تولد امام رضا (ع)
خدایا پناهم باش که جز پناه تو پناهی نمیخواهم
بر روی رضا شمس امامت صلوات
بر شافع ما روز قیامت صلوات
در شام ولادتش که شادند همه
از آن تاریخ به بعد، سالروز تأسیس این سازمان در نهم مرداد ماه، به عنوان روز اهدای خون نام گذاری شده است. بنیانگذار سازمان انتقال خون ایران دکتر فریدون علا بو

نام: احمد
لقب: شاهچراغ، سیدالسادات
کنیه: ابوعبدالله
پدر: امام موسی کاظم علیه السلام
مادر: امّ احمد
تاریخ ولادت: نامشخص
تاریخ شهادت: بین سالهای 203 تا 218 هجری قمری
قاتل: قتلغ خان(حاکم شیراز) به فرمان مأمون عباسی
محل دفن: شیراز
تاریخ دقیق تولد حضرت احمد بن موسی شاه چراغ سلام الله علیه مشخص نیست. اخیراً در شورای فرهنگ عمومی استان فارس نامگذاری یک روز به نام بزرگداشت آن حضرت مطرح شد و متولیان امر تصمیم گرفتند که روز تولد آن حضرت را به عنوان مراسم بزرگداشت انتخاب کنند. لذا برای مشخص شدن روز دقیق تولد، مورخان و محققان تحقیقات خود را آغاز کردند. اما پس از بررسی های به عمل آمده کارشناسان به این نتیجه رسیدند که روز تولد حضرت شاه چراغ بدرستی مشخص نیست و در این خصوص نقلهای متفاوتی وجود دارد. از این رو تصمیم بر این شد که در دهه کرامت یعنی حدفاصل تولد حضرت معصومه سلام الله علیها و امام رضا علیه السلام یک روز به عنوان روز بزرگداشت حضرت احمد بن موسی «شاه چراغ» تعیین شود

هنگامی که از زندگی خسته ای ، دلت از زندگی دنیایی می گیرد ، مشکلی داری ، به زیارت امامزاده می روی و با تمام وجود ، یاری طلب می کنی.
در هنگام گرفتاری امامزادگان را پناهگاهی برای خود می دانی ، به سراغ آنها می روی به راز و نیاز می پردازی و یقین دارای که به فریادت می رسند.
با رفتن به زیارت امامزادگان و با دعا و نیایش به آرامش می رسی به همین جهت اماکن متبرکه پناهگاهی برای دستیابی به آرامش است.
پنجم ذیقعده در تقویم به عنوان روز تجلیل از امامزادگان و بقاع متبرکه نامگذاری شده ، تکریم امامزادگان ابراز محبت به پیامبر اکرم (ص) است چرا که احترام به فرزندان رسول اکرم سلام الله علیها ، احترام به خود پیامبر است.
امامزادگان در پیشگاه خداوند به خاطر محبوبیت ، تقوا و معنویت صاحب قرب و منزلت رفیعی بوده و از جایگاه بالایی برخوردارند.
حضرت آیت الله العظمی بهجت فومنی در رابطه با امامزادگان می گوید: توسلات خیلی نافع است، به این امامزاده ها زیاد سر بزنید، ، از محبت اهل بیت نباید دست برداشت ، همه چیز در محبت است ، اگر چیزی داری از محبت است.
آیت الله مکارم شیرازی نیز در رابطه با تکریم امامزادگان بیان می کند : واقعیت این است که امامزادگان در سراسر کشور پناهگاهی برای مردم به شمار می روند ، چرا که هنگامی مشکلی برای مردم پیش بیاید و بخواهند توسل به درگاه خدا پیدا کنند برای حل مشکلاتشان به سراغ آنها می روند و یقین داریم که در روحیه آنها اثر می گذارد و هم روحیه می دهد و هم سطح تقوی را بالا می برد و هم حالت توبه از گناه به آنها دست می دهد و این ها برکاتی است که از امامزادگان و از زیارت امامان و پیغمبر اکرم (ص) و خانه خدا حاصل می شود.
۹۲۳ امامزاده و بقاع متبرکه در گیلان نیز پناهگاهی برای آرامش و آسایش مردم این خطه است به طوری که در ایام مختلف شاهد حضور زائران از مناطق مختلف استان و کشور هستیم.
امامزاده هاشم ، خواهر امام رضا (ع) و دانای علی در رشت، آقا سید جلال الدین اشرف آستانه اشرفیه ، بی بی حوریه بندرانزلی ، امامزاده ابراهیم و اسحاق شفت ، امامزاده قاسم آستارا، آقا سید محمد سفید آستانه لنگرود ، امامزاده حنیفه رودبار و شیخ زاهد لاهیجی از جمله شاخص ترین امام زادگان و بقاع متبرکه استان گیلان است.
مدیر کل اوقاف و امور خیریه استان گیلان با بیان این که امامزادگان و بقاع متبرکه پناهگاهی برای آرامش مردم است ، گفت : امامزادگان در طول تاریخ از نظر فکری یکی از مهمترین مراکز علمی و فقهی شیعه بوده است.
حجت الاسلام و المسلمین ˈولی عادلیˈ در گفت و گو با خبرنگار ایرنا ، افزود: مطالعه و بررسی زیارتگاه ها و اماکن مقدسه، یکی از راه هایی است که می تواند به شناخت تاریخ ، جامعه و اعتقادات دینی مردم یک منطقه کمک کند.
وی اظهار داشت: از این رو می توان با معرفی صحیح امامزادگان به نسل جوان ، از ظرفیت های فراوان آستان مقدس آنها به عنوان قطب های فرهنگی و معنوی استفاده کرد.
وی با بیان این که مطرح کردن معارف اهل بیت (ع) و ذریه پیامبر (ص) موجب تقویت بنیه مذهبی و اصلاح اخلاق و رفتار جامعه می شود ، خاطر نشان کرد: تجلیل از امامزادگان ابراز و اظهار مودت است و این کار عمل به وظیفه الهی و اجابت دعوت قرآن و رسول خداست.
حجت الاسلام و المسلمین عادلی تصریح کرد : تبلیغ و ترویج معارف و فرهنگ اهل بیت (ع) شامل تقوی ، بندگی خدا ، برخورداری از مکارم اخلاق ، تواضع ، خدمت به خلق ، دوری از اشرافگری و مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم اهداف تجلیل از جایگاه ائمه (ع) و امامزادگان است.
بزرگداشت ۹۲۳ امامزاده و بقعه متبرکه در گیلان از برنامه هاهای اجرایی به مناسبت روز تجلیل از امامزادگان و بقاع متبرکه است که در ایام دهه کرامت برگزار می شود.
مراسم استانی بزرگداشت امامزادگان جمعه گذشته در امامزادگان ۱۲ تن ملاط شهرستان لنگرود برگزار شد و در شهرستان دیگر شامل فومن ، رودبار، بندرانزلی ، آستانه اشرفیه ، رشت ، لاهیجان ، صومعه سرا ، رودسر و تالش در دهه کرامت برگزار می شود.
اول تا یازدهم ذیقعده مصادف با ششم تا شانزدهم شهریور دهه کرامت نامگذاری شده است.
پنجم ذیقعده مصادف با دهم شهریور روز تجلیل از امامزادگان و بقاع متبرکه نامگذاری شده است

